السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
40
در پرتو وحى (فارسى)
قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا « 1 » من نيز درباره همين آيه مقاله نوشتم و نامش را گذاشتم : « قرآن يا آفتابى كه غروب ندارد » . در آن زمان امام موسى صدر نيز در ايران تشريف داشتند و با مكتب اسلام نيز همكارى داشتند . در همان زمان اشتغال به تأليف مقاله ، روزى ايشان به منزل ما آمدند . من به ايشان گفتم از من خواستهاند كه درباره قرآن بنويسم . قرآن را باز كردم و اين آيه آمد و اكنون مشغول نوشتن مقالهاى درباره اين آيه هستم . ايشان گفتند اگر من نيز ميخواستم بنويسم ، غير از اين نمينوشتم . آن مقاله در شماره اول مكتب اسلام چاپ شد و نامههاى متعددى رسيد كه اين بحث را ادامه بدهيد . البته عدهاى از مشركان تلاش كردند آياتى شبيه آيات قرآن بياورند ، اما جز ياوه چيزى نگفتند . تازه در همان ياوهگوييها نيز از سبك قرآن پيروى كردهاند . مثلًا كسى گفته است : « الفيل و ما ادراك ما الفيل ، له خرطوم طويل » . آيا اين هم شد آيه يا قرآن ؟ ! بعضى از علما و دانشمندان بر اين باورند كه ادبا و شعراى برجسته مىتوانند مطالبى به سبك قرآن بگويند ، ولى همين كه بخواهند سورهاى مثل قرآن بگويند خداوند دخالت مىكند و ذهن آنها را از اين كار منصرف مىكند و يا آنها را دچار هذيان و ياوهگويى مىكنند . نام اين
--> ( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 88 .